به طريقي كلي‌تر، بايد در نظر بگيريم كه مهم‌ترين كار علمي اين قرن در اثناي نيمهٴ دوم انجام‌ گرفت‌. نيمهٴ اول قرن‌، هنوز خيلي زياد شبيه قرن پيش بود، دوران تعميم‌هاي درخشان و فرضيات جسورانهٴ هراكليتوس‌، پارمنيدس‌، زنون‌، آناكساگوراس‌، وامپدوكلس بدان تعلق داشت‌. اين نوع فعاليت در نيمهٴ دوم آن قرن كاملاً متوقف نشد، كه شاهد آن پيدايش آيين اصحاب ذره‌ است‌؛ ولي واكنش سالمي را كه به وسيلهٴ سقراط شروع شد، بايستي واكنشي علمي در برابر تفلسف خام و افراطي تلقي كرد. آن‌گاه اگر ((شكوفايي‌)) هركس را بنا بر رسم قديم در چهل سالگي‌ او بدانيم‌، درمي‌يابيم كه همهٴ كارهاي رياضي‌، نجومي و طبي يوناني عملاً در اواسط و در نيمهٴ دوم اين قرن انجام شده است‌. مورخان بزرگ نيز، از قبيل هرودوتوس (حدود 444)، توكوديدس‌، و كتسياس‌، هم‌چنين عزرا و نحميا، به اين نيمهٴ دوم تعلق داشتند.
اين قرن (بيشتر نيمهٴ دوم آن‌) اساساً قرني يوناني بود. برخي دست‌آوردها از آن‌ِ نژادهاي ديگر است‌، ولي آنها در مقام مقايسه چندان ناچيز است كه در فضاي كلي تصوير، كه يوناني است‌، تأثيري ندارد. اين هم بار ديگر عنوان يوناني اين فصل را تأييد مي‌كند.

ب‌. فلسفهٴ يوناني‌، عبري و چيني‌

فلسفهٴ يوناني‌

اپي‌خارموس‌

اپي‌خارموس‌1 در نيمهٴ دوم سدهٴ ششم در جزيرهٴ كوس از يك خانوادهٴ آسكلاپيادس‌2 زاده شد. او در مگارا، سيسيل و از 484 در سيراكوز به سر برد، و در نود سالگي درگذشت‌. او شاعر و نمايش‌نامه‌نويس يوناني و بنيان‌گذار كمدي يونان‌، فيلسوف فيثاغوري و پزشك (؟) بود. انيوس‌3 يكي از اشعار فلسفي خود را به او اختصاص داد.
راجع به فيلولائوس‌، بزرگ‌ترين نمايندهٴ آيين فيثاغوري در آن ايام‌، فقرهٴ د را ببينيد.

هراكليتوس‌

هراكليتوس افسسي‌4 در حدود آغاز سدهٴ پنجم در افسس ايونيه برآمد. او بيش از آنچه يك‌ دانشمند باشد، شاعر و فيلسوف بود، با اين حال در تفكر علمي تأثيري عميق بخشيد. اواز فيثاغورس و كسنوفانس جوان‌تر بود، ولي از پارمنيدس پيرتر. سه عقيدهٴ مهم او چنين بود: (1) آتش مايهٴ هر چيز است‌؛ (2) همه چيز گذراست‌، يعني اصل نسبيت هر چيز؛ (3)


Epicharmos .1
Asclepiades .2
Ennius .3
Heraclitos of Ephesos .4